مقدمه
جمعیت ایران از اولین سرشماری که در سال ۱۳۳۵ انجام شد تا آخرین سرشماری در نظام گذشته (۱۳۵۵) از ۹/۱۸ میلیون نفر به ۷/۳۳ میلیون نفر۱ رسید. یعنی طی ۲۰ سال ۷۸% افزایش یافت.
و طی ۲۰ سال بعد از این تاریخ یعنی از ۱۳۵۵ تا ۱۳۷۵ نیز جمعیت کشور به حدود ۶۰ میلیون نفر افزایش یافت(۷۸%).
در طی مدت ۲۰ سال اول حدود ۲ میلیارد نفر به جمعیت ۶/۲ میلیارد نفری جهان۲ (۷۷%) افزوده شده است. و طی ۲۰ سال دوم نیز در حدود ۷/۱ میلیارد نفر دیگر به جمعیت جهان افزوده شد(۴۲%).
اکثر جمعیت افزوده شده در طی مدت فوقالذکر در کشورهای جهان سوم بوده است.
نکته مهم در رابطه با جمعیت ایران و رشد آن این است که در ۲۰ سالة دوم مورد اشاره که نرخ رشد جمعیت جهان در حال کاهش بوده است، جمعیت ایران نرخ رشد بالایی را تجربه نموده است.
جدول شمارة۱ - میزان جمعیت افزایش یافته و درصد آن نسبت به جمعیت موجود در ایران و جهان سالهای ۵۵-۳۵ و ۷۵-۵۵
|
۵۵-۱۳۳۵ |
۱۳۷۵-۱۳۵۵ |
ایران و جهان |
میلیون نفر |
درصد رشد |
میلیون نفر |
درصد رشد |
ایران |
۸/۱۴ |
۷۸% |
۳/۲۶ |
۷۸% |
جهان |
۰۰۰/۲ |
۷۷% |
۷/۱ |
۴۲% |
مأخذ: ۱ـ امانی ـ سید مهدی، ۱۳۸۰، مبانی جمعیتشناسی، تهران، سمت، ص ۱۰۲
۲ ـ امانی ـ سید مهدی، ۱۳۷۸، جمعیتشناسی جهان، سمت، ص ۵۹
البته در ده سال اول یعنی (۶۵-۱۳۵۵) به دلیل اینکه نرخ رشد جمعیت به خصوص در سالهای اول این دهه به رشد بالایی رسید۳(۹/۳%) در ده سال دوم (۷۵-۱۳۶۵) که جنگ پایان یافته و برنامه ریزی برای توسعه کشور آغاز شده بود چشم انداز مشکلات آیندة این « انبوهة جمعیتی »* و نیازهای مختلف آن باعث شد که دولت در کنترل جمعیت به شدت کوشش نموده و موفق به کاهش شدید نرخ آن گردد.
نرخ بالای رشد جمعیت در دهه اول موجب شد جمعیت ایران با سرعت رو به جوانی رفته و با افزایش سن این «انبوهة جمعیتی » و متناسب با سن آنها و به علت نبود امکانات برای آنها، مشکلات مختلفی برای کشور بوجود آید .
برای نشان دادن ابعاد مختلف این موضوع اگر تعداد جمعیت جوان اضافه شده بعد از انقلاب را با توجه به جمعیت ۳۳ میلیونی کشور در سال ۱۳۵۷ و جمعیت ۶۸ میلیونی آن در حال حاضر محاسبه نمائیم به عدد اعجاب انگیز ۳۴ میلیون نفر خواهیم رسید. به عبارت دیگر تعداد افرادی که حداکثر سن آنها ۲۵ سال است حداقل معادل عدد فوق میباشد و چنانچه تعداد افراد فوت شده طی این مدت که در حدود ۹ میلیون نفر۵ میباشد و افراد متولد شده جای آنان را گرفتهاند تا جمعیت به ۶۸ میلیون نفر رسیده است به ۳۴ میلیون نفر افراد فوق اضافه نمایم افراد زیر ۲۵ سال کشور به حدود ۴۳ میلیون نفر خواهد رسید.
با توجه به اینکه درصد بالایی از این افراد نیز شاغل نبوده و مصرف کنندة صرف میباشند لذا باید توسط سایر افراد کشور که در حدود ۲۱ میلیون نفر میباشند این جمعیت عظیم از همه جهت با تولید کالاهای گوناگون و خدمات مختلف تأمین گردند. اگر تعداد بازنشستگان و از کار افتادگان و افرادی که در سنین بالای ۲۵ سال در کشور تولید کننده کالاها و خدمات نیستند را نیز از این جمعیت کم کنیم و بار تکفل تعداد افراد شاغل کشور را محاسبه نماییم آنوقت به ابعاد بیشتر مسئلة ایجاد شده و تلاش فوق العادهای که افراد شاغل کشور برای تأمین زندگی و رفاه سایر افراد باید انجام دهند پی خواهیم برد.
علل رشد جمعیت جهان در پنجاه سال گذشته
در پنجاه سال گذشته جمعاً در حدود ۵/۳ میلیارد نفر به جمعیت جهان افزوده شده است و اکثر این افراد نیز در کشورهای جهان سوم متولد شدهاند و در حال حاضر از ۱/۶ میلیارد نفر جمعیت جهان، ۸/۴ میلیارد نفر در کشورهای در حال توسعه و مابقی در سایر کشورها زندگی۶ مینمایند.
کشف راههای مبارزه با امراض مختلف در نیمة دوم قرن نوزدهم، موجب شد که میان نرخ “مرگ و میر” و نرخ “موالید” که معمولاً در حد پایینی بوده است در اروپا با سرعت افزایش یابد و موجب افزایش جمعیت در این قاره گردد و در بهترین شرایط زمانی ممکن جمعیت لازم برای سلطة کشورهای غرب این قاره که در آنها انقلاب صنعتی اتفاق افتاده بود بر جهان را فراهم آورد.
اما این جریان با یک فاصلة ۱۰۰ ساله در سایر نواحی جهان ( جهان سوم ) اتفاق افتاده است.
با خروج نیروهای استعمارگر پس از جنگ جهانی دوم از مستعمرات و در هم پیچیده شدن طومار امپراطوری کبیر انگلیس و سایر دول استعمارگر و با توجه به ورود امکانات بهداشتی که معمولاً هزینة کمی را در بر دارد به کشورهای فوق الذکر، نرخ «مرگ و میر» در این کشورها به شدت کاهش یافت و با توجه به نرخ بالای موالید* نرخ رشد جمعیت آنها به شدت افزایش یافت که از این افزایش سریع به عنوان “ انفجارجمعیت”۸ نام برده میشود. نرخ رشد بالای جمعیت تا حدود دهة ۱۹۷۰ ادامه داشته است و پس از آن با توجه به سیاست کنترل جمعیت در این کشورها، نرخ رشد جمعیت کاهش یافته و تا حدی کنترل میگردد.
جمعیت ایران پس از جنگ جهانی دوم نیز افزایش یافت، علل این افزایش جمعیت با دلائل رشد جمعیت در جهان سوم یکسان بوده است. یعنی به علت ارزان شدن امکانات مبارزه با بیماریها و تأمین بهداشت جمعیت کشور رشد یافته است* طبق قانون مراحل انتقالی جمعیت۷، نرخ رشد جمعیت یک کشور ابتدائاً با « ثبوت نرخ موالید » و با «کاهش نرخ مرگ و میر » افزایش مییابد. اما به مرور زمان با توجه به مبارزه دولتها با رشد شدید جمعیت و دلائل دیگر از جمله رشد درآمد، « نرخ رشد جمعیت » آن کاهش مییابد. اما علیرغم این، جمعیت به « رشد عددی مطلق » خود با توجه به نیروهای محرکة درونی رشد جمعیت* ادامه خواهد داد و در حد چند برابر جمعیت اولیه آغاز انفجار جمعیتی، به حالت ثبوت خواهد رسید و در آن صورت بر جمعیت آن افزوده نخواهد شد.
انفجار جمعیتی اروپا با توجه به اینکه صد سال قبل از جهان سوم شروع شده بود، نیروی لازم برای اداره مستعمرات و سرزمینهای جدید را برای آنان فراهم آورده بود. و با شروع تحول جمعیتی در جهان سوم جمعیت این کشورها در حال رسیدن به حد ثبوت بود.
دلائل انفجار مجدد جمعیت در ایران
نکتة مهم این است که پس از سال ۱۳۵۵ و بخصوص پس از انقلاب اسلامی، کشور ایران تجربة دیگری در رابطه با «انفجار جمعیتی» را به خود دید و جمعیت کشور مجدداً با سرعت افزایش یافت و این در حالی بود که کشورهای جهان سوم پس از انفجار جمعیتی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی مبارزه شدیدی با آن را آغاز و موفق به کاهش نرخ رشد جمعیت شده و در حال کنترل آن بودند.
رشد جمعیت ایران به دلیل مشکلات مختلف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و … حاصل شده شدیداً توجه مردم و مسئولان کشور را به خود معطوف نمود.
دلایل رشد جمعیت در دهة ۱۳۶۵-۱۳۵۵
نرخ رشد جمعیت ایران طی سرشماریهای سالهای قبل و بعد از انقلاب به صورت زیر۹ میباشد:
جدول شمارة ۲
ـ درصد رشد جمعیت ایران طی سرشماریهای انجام شده در کشور
دوره |
جمعیت |
۴۵-۱۳۳۵ |
۱۳/۳% |
۵۵-۱۳۴۵ |
۷/۲% |
۱۳۶۵-۱۳۵۵ |
۹۱/۳% |
۷۰-۱۳۶۵ |
۴۳/۲% |
۷۵-۱۳۷۵ |
۴۷/۱% |
مأخذ :ـ امانی ـ سید مهدی، مبانی جمعیتشناسی، تهران، ۱۳۸۰، سمت، ص ۱۰۳
همانطور که مشاهده میگردد بالاترین نرخ رشد جمعیت متعلق به دهة۶۵ – ۵۵ میباشد.دلایل این رشد مسایل زیر بوده است :
۱ـ رشد سریع و گستردة بهداشت در کلیه سطوح آن
مرگ و میر مادران در حین زایمان از ۲۳۷ زن در هزار زایمان به ۳۸ نفر در هزار زایمان و مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از ۱۷۳ نفر به به ۳۳ کاهش یافته است.۸ به طور مثال مرگ و میر کودکان زیر یک سال در ایران قبل از انقلاب ۱۰۴ در هزار بوده است که این رقم به ۳۵ در هزار۹ رسیده است.
در این رابطه جدول شمارة ۳ نشانگر میزان رشد هزینههای امور اجتماعی و نیز میزان رشد هزینههای فصل تغذیه و بهداشت میباشد که نشانگر رشد سریع هزینههای این فصل علیرغم رشد گستردة هزینة امور اجتماعی بخصوص در سالهای اول پیروزی انقلاب میباشد.
۲ـ کاهش سن ازدواج و افزایش میزان ازدواج
الف- افزایش ازدواج: در حالی که در ۵ سال منتهی به انقلاب میزان ازدواج در حدود ۳۳/۵ نفر در هر هزار نفر جمعیت، بوده است، در دو سال اول پس از انقلاب به ۲۶/۸ نفر و در طی دوران جنگ به ۰۳/۸ در هزار نفر افزایش یافته است.۱۰
ب- کاهش سن ازدواج : درصد مردان ازدواجکرده در سنین ۱۹-۱۵ سال و ۲۴-۲۰ سال و درصد زنان ازدواج نموده در سن ۱۹-۱۵ سال در سالهای ۴ دورة سرشماری سالهای ۴۵ تا ۷۵ به صورت جدول زیر میباشد.
جدول شمارة ۳ : درصد زنان و مردان ازدواج کرده در سنین ۱۹-۱۵ سال و ۲۴-۲۰ سال
سن
سال
|
مردان
۱۹-۱۵
|
زنان
۱۹-۱۵
|
مردان
۲۴-۲۰
|
۴۵ |
۷/۵ |
۸/۴۶ |
۸/۳۱ |
۵۵ |
۶/۶ |
۱/۳۴ |
۵/۳۹ |
* ۶۵ |
۷/۹ |
۸/۳۶ |
۵/۴۲ |
۷۵ |
۳/۳ |
۶/۱۸ |
۵/۳۳ |
مأخذ : امانی ـ سید مهدی، جمعیتشناسی عمومی ایران، سال ۱۳۸۰، تهران، سمت، ص ۵۹
که بیشترین رقم متعلق به سال ۱۳۶۵ میباشد*. که نشانگر رشد ازدواج در این سنین، در ده سال ۵۵ تا ۶۵ بوده است.
گسترش فرهنگ اسلامی و ساده شدن ازدواج و روحیة ساده زیستی انقلابی و توجه گسترده به ایدهآلهای اسلامی در اوایل پیروزی انقلاب و تسهیل بدست آوردن شغل چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی را نمی توان در این رابطه به فراموشی سپرد.
این جریانات موجب « سرعت یافتن ازدواجها » و «پیش افتادن تاریخ ازدواجها» گردید.
بعد متوسط خانوار در سالهای مختلف و شاخص افزایش تعداد خانوار در ایران در سالهای سرشماری به صورت زیر است:
جدول شمارة ۴ : شاخص تعداد خانوار و بعد متوسط خانواده ۷۵-۱۳۳۵
سال
|
شاخص تعداد خانوار |
تعداد خانواده افزوده شده در شاخص |
بعد متوسط خانواده |
۱۳۳۵ |
۱۰۰ |
- |
۷۶/۴ |
۱۳۴۵ |
۱۲۶ |
۲۶ |
۹۸/۴ |
۱۳۵۵ |
۱۶۸ |
۴۲ |
۰۱/۵ |
*۱۳۶۵ |
۲۴۳ |
۷۵ |
۱/۵ |
۱۳۷۰ |
۲۷۱ |
۲۸ |
۱۸/۵ |
۱۳۷۵ |
۳۱۱ |
۴۰ |
۸۵/۴ |
مأخذ : ـ امانی ـ سید مهدی، جمعیتشناسی عمومی ایران، ۱۳۸۰، تهران، سمت، ص ۴۸ و ۵۲
بیشترین رقم افزایش خانوار همانگونه که مشخص است طی سالهای ۶۵-۵۵ تشکیل شده است که نشانگر تسهیل امر ازدواج در این مدت و البته موجب تسریع در رشد جمعیت و بالا رفتن نرخ آن بوده است.
۳-افزایش رفاه تودههای مردم: با توزیع عادلانه درآمد نفت و هزینه کردن آن برای همه مردم و جلوگیری از ولخرجیهای نظام گذشته مانند خریدهای افسانه ای سلاحهای آمریکایی و ورود و توسعه صنایع مونتاژ در ایران به علت نیاز به نیروی کاراندان موجب مهاجرت روستائیان ایران که با اصلاحات ارضی دچار فقر و بیکاری شده بودند، گردید.
این مهاجرین اکثراً در اطراف شهر تهران (که محل استقرار صنایع مونتاژ بود) و در زاغهها و حلبی آبادها و گودها مستقر شدند و در دورة انقلاب حجم عظیمی از روستائیان مهاجر در این مناطق ( جنوب شهر تهران ) در فقر و فلاکت زندگی مینمودند.
توزیع ناعادلانه درآمد۱۱* بین اقشار مختلف مردم ایران، و نبود حداقل تسهیلات زندگی از جمله آب آشامیدنی، بهداشت، مدرسه، برق و جاده در روستاها و نابودی کشاورزی ایران موجب شده بود که با پیروزی انقلاب، خواست و انتظار شدیدی در جامعه فقیر شهری و روستایی برای رفاه فراهم گردد. سیاست نظام جدید اسلامی، رسیدگی به این اقشار بود و اصولاً خود انقلاب توسط میلیونها نفر از همین مردم برای جلوگیری از همین بی عدالتیها برپا شده بود و مردم برای برپایی عدالت که احساس میکردند آن را در سایة نظام اسلامی میتوان بدست آورد قیام نموده بودند.
با تشکیل جهاد سازندگی ( که توسط جوانانی که تشنة خدمت به این اقشار بودند بوجود آمد.) تا حد زیادی مشکلات روستاها حل شد اما همین خدمت رسانی به روستاها و رشد رفاه روستایی در وهلة اول خود را با رشد تقاضا و رشد جمعیت نشان داد. به طور مثال نرخ رشد جمعیت در محروم ترین مناطق کشور بین سالهای ۶۵-۵۵ به صورت زیر۱۲ بوده است.
جدول شمارة ۵ :ـ بالاترین درصد رشد جمعیت در استانها

:: بازدید از این مطلب : 3403
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 5 تير 1393 |
نظرات ()
|
|
|
|
|